سخن معامله گران

پادکست گفت و گو: تریسی شوچارت در مورد نفت خام

پادکست گفت و گو: تریسی شوچارت در مورد نفت خام

تریسی شوچارت یک تاجر آینده محور است که در بخش انرژی و به ویژه تجارت استراتژی های نفت خام متخصص است. وی همچنین به طور منظم در تلویزیون بلومبرگ و Daily FX Podcast حضور داشته و  با آرون فیفیلد از “گپ و گفت با تاجران” در قسمت 62 صحبت کرد که در آن او در مورد چگونگی هموار کردن مسیر خود به مدرسه حقوقی و خانه ای در LA  با دنبال کردن رویای تجارتش در شهر بادی شیکاگو صحبت کرد.

گزیده های زیر را بخوانید ، یا مصاحبه را به طور کامل در اینجا گوش دهید …

“من مجبور شدم برای کارم التماس کنم زیرا هیچ کس (کارمند) زن نمی خواست ، من تنها زنی بودم که شرکتم استخدام کرده بود.”

تریسی شوچارت

در مورد شروع کار

در واقع این یک نوع داستان خنده دار است. من در حال مطالعه روابط بین الملل با تأکید بر سیاست خاورمیانه بودم و فکر کردم می خواهم به دانشکده حقوق بروم ، اما در نهایت ادامه ندادم. بنابراین من در کار فروش لوازم پزشکی مشغول به کار شدم. اگرچه مسافرت بسیار عالی بود ، اما از آن متنفر بودم.من در LA زندگی می کردم ، که عالی بود ، اما تصمیم گرفتم که روزی بخواهم وارد این حرفه شوم ، بنابراین به معنای واقعی کلمه کار را ترک کردم و به چیگاکو نقل مکان کردم ، زیرا اگر می خواهید در صنعت کالاها شروع به کار کنید ، این مکان است. من قبلا هرگز آنجا نبودم ، بنابراین فقط دنبال آن رفتم. تقریباً هر در ممکن را زدم – هیچ کس نمی خواست دختری را استخدام کند – من مجبور شدم برای اولین کارم التماس کنم.

طبقه همکف کارگزاری را شروع کردم ، جایی که تقریباً از فروشگاه هک Boiler Room خارج شده بود. در واقع آنها حتی توسط NFA خاموش شدند. اتفاقاً مدتها بعد از رسیدن من به آنجا اتفاق افتاد. اما من مجبور شدم برای کارم التماس کنم زیرا هیچ کس زن نمی خواست ، من تنها زنی بودم که شرکتم استخدام کرده بود. من از آنجا شروع کردم ، و در واقع 200 تماس در روز را هک کردم ، از مادر و پاپ خواستم تا گزینه های آتی را در آینده معامله کنند.

با توجه به اینکه به دانشکده حقوق نرفتم ، می توانم با توجه به سابقه خودم ، آنچه را که مطالعه کرده بودم ، استفاده کنم. این زمینه خوبی برای آن بود ، پدر من در این صنعت فعالیت می کرد بنابراین من با این صنعت آشنایی داشتم ، بنابراین اینطور نیست که من فقط در معرض این صنعت یا هر چیز دیگری نبودم و تصمیم گرفتم شغل خود را رها کنم.

در مورد ترک کارش

فقط احساس می کردم هنوز جوان هستم اما تمام مدت در مسافرت بودم. من پنج روز در هفته به مسافرت می رفتم ، خسته شده بودم و پلاستیک های درجه پزشکی را می فروختم ، که نمی توانم به شما بگویم چه موضوع خسته کننده تری است که هرروزه با کسی در مورد پلاستیک های درجه پزشکی صحبت کنیم. من تازه اخراج شده بودم که به این نتیجه رسیدم که از مدرکم استفاده نمی کنم ، دیگر هیجان زده نبودم و فقط می خواستم تغییری ایجاد کنم.

در مورد استخدام در صنعت

من می خواستم از درون به بیرون یاد بگیرم. من فکر نمی کردم که بلافاصله آماده تجارت باشم ، هیچ سرنخی در مورد تجارت نداشتم ، نمی خواستم چند دوره را بگذرانم ، فکر کردم بهترین راه ورود به صنعت و تلاش برای نزدیک شدن است تاجران که ممکن است بتوانم. کار در هیئت تجارت هر روز مطمئناً جالب و هیجان انگیز بود.

من کار خود را از یک کارگزار شروع کردم تا در واقع در طبقه معاملات کار کنم. برای من که یک تجربه ارزشمند بود ، من فقط احساس کردم که بدون داشتن هیچ تجربه ای در صنعت ، آماده نیستم که به سرعت وارد تجارت شوم. نه اینکه افراد دیگر این کار را نکنند ، نه اینکه همه این فرصت را دارند که به شیکاگو نقل مکان کنند و وارد صنعت شوند. این نیز در اوایل بود ، این روز نبود … شما باید به یاد داشته باشید این خیلی قدیم بود ، زمانی که مردم هنوز کارگزار و چیزهای مثل این داشتند.

در مورد ادامه دادن از “فروشگاه هک”

قدم بعدی من این بود که به سراغ یک کارگزار بروم که واقعاً یک کارگزار شناخته شده بود. و سپس از آنجا به طبقه تجارت نقل مکان کردم و تاجری را که در صندوق های سرمایه گذاری بانک های فدرال بود ، کارمند رسمی کردم. سپس هنگامی که بازار سقوط کرد و نرخ آن به صفر رسید ، ما به طبقه Grain منتقل شدیم زیرا در واقع هیچ مشکلی برای یافتن صندوق های سرمایه گذاری فدرال وجود نداشت. سپس من در آنجا میز میز تجارت بودم. من به نوعی از کارمند به اتاق کار در اتاق گرینز منتقل شدم ، و سپس به اتاق باندز منتقل شدیم.

در مورد نوشتن سفارش اشتباه روی بلیط

اوه که در یک کارگزاری بود مانند یکی از اولین معاملات من بود. این چندین بار تا به حال اتفاق افتاده است ، اما نه توسط من. بله ، من تازه شروع کرده بودم و این معامله کردن گزینه ها بود … یک روش خاص برای نوشتن معاملات وجود داشت – که مربوط به قبل از این است که شما گزینه های واقعی روی صفحه را معامله کنید – نقدینگی هنوز وجود نداشت ، بنابراین از خواب و خیال بیرون می آمدید.

همانطور که گفتم ، این روش امروزه دوباره روی کار بازگشته است. شما باید بلیط را بنویسید ، برای شخصی بفرستید ، شما با کارگزار هماهنگی می کنید و کارگزار آن را اجرا می کند. بنابراین با نام تجاری جدید ، سفارش را به عقب نوشتم و این اولین تجارت خام من بود. و این تجارت در نهایت به یک بازنده 30 دلار برنده شد! فقط به نحوی نفسم را حفظ کردم ، نه اینکه فکر خوبی باشد. من کاملاً تازه کار بودم ، به حد مرگ می ترسیدم که با مشتری تماس بگیرم ، می ترسیدم بگویم که من سفارش شما را اشتباه نوشتم ، زیرا در واقع نوشتن سفارش اشتباه ، به این معنی است که شما مسئول هستید ، این از چک پرداخت حقوق من تامین می شد. من عرق کردم و در نهایت یک برنده $ 30k برای پسر بود. در بدترین حالت من مثل 5 هزار دلار ضرر کردم ، اما شما می فهمید ، یکی از اولین معاملات من ، من فکر می کردم که چطور می خواهم برای پوشش این تجارت 5 هزار دلار سود کنم. به معنای واقعی کلمه درست در ابتدای کار من بود و وقتی شما فقط در کمیسیون کار می کنید ، خب من مشتری کمی داشتم. این هوشمندانه ترین تصمیم در جهان نبود ، اما نتیجه خوبی گرفت. و پس از آن ، من کاملاً عاشق نفت خام شدم و از آن زمان تاکنون تجارت نفت خام می کنم.

روی میزهای معاملاتی در CBOT

زمانی که من رئیس میز معاملاتی بودم ، ما اساساً یک کارگزار طبقه بودیم ، به جای خرده فروشی که برای صندوق های تامینی انجام می دادیم .بنابراین دیگر با خرده فروشی سر و کار نداشتم که خوب بود. آنها با ما تماس می گرفتند ، ما به آنها رفرنسوی تجاری می دادیم ، یا آنها با معاملات شخصی خود تماس می گرفتند ، من آنها را به کارگزار می دادم که آنها را به زمین می زد.

این به نوعی واسطه بودن برای نوعی تجارت بود ، زیرا ما استراتژی های تجاری داشتیم که باید به این افراد ارائه می دادیم ، و شما در طبقه تجارت هستید که بسیار هیجان انگیز است. حتی وقتی که من در سال 2012 شروع به کاهش کردم ، حضور در طبقه تجارت هنوز هم هیجان انگیز است. هر روز یک روز جدید بود ، هر روز خیلی سریع پیش می رفت ، فضای زیادی برای خطا وجود داشت اما با این وجود همه چیز مانند یک ماشین روغن کاری شده کار می کند که بسیار باورنکردنی است.

در حال کار انفرادی

خوب کف نوعی مردن بود و من در آن طرف حساب خام را در حساب شخصی خودم معامله می کردم. من با تجارت ، گزینه های معاملاتی و سپس معاملات آتی راحت تر بودم. بنابراین قدم بعدی من این بود که ، به جای اینکه خودم بروم بیرون ، با یک شرکت تولید کننده لوازم شغلی کار کردم. که من به شدت توصیه می کنم اگر می توانید در یک شرکت سازگار شغل پیدا کنید ، هر تاجر جدید اگر حساب کافی کافی ندارید یا می خواهید یک تاجر بودجه باشید ، این یک تجربه واقعا خوب است ، شما را مجبور می کند که واقعاً متمرکز باشید و اینکه واقعا گه احمقانه انجام ندهم همانطور که شما پول شخص دیگری را معامله می کنید ، و شخصی نیز به دنبال شماست و می دانید که او هر معامله شما را کنترل می کند.اگر تاجر کاملاً تازه کار باشید ، به شما کمک می کند در معاملات خود کمی نظم و انضباط بیشتری کسب کنید. بعد از این که بزرگتر شدم ، این تجربه زمانی بود که خودم به تنهایی کار کردم.

رویکرد او نسبت به بازارها

من حدس می زنم شخصی هستم که شما یک “تاجر فنی” می دانید ، من از نظر فنی تجارت روزانه انجام می دهم ، اما من همچنین دانش بنیادی خوبی دارم ، زیرا (برخی افراد با من مخالف خواهند بود) تجارت بازار نفت ، داشتن چنین دانش بنیادی بسیار مهم است ، امروزه در حال انجام است و می توانید آن را نوسان دهید یا روزانه تجارت کنید. همچنین اتفاقاً سوژه پرشور من است. من دوست دارم بدانم در بازار چه خبر است.

چیزی که من به دانشجویانم می گویم این است که آنچه می خواهید انجام دهید این است که عادت داشته باشید که معاملات مشابه را بارها و بارها انجام دهید ، آن را به یک سیستم تبدیل کنید ، آن را بی فکر کنید زیرا بدترین دشمن شما همیشه سر شما خواهد بود. شما می خواهید یک میلیون دلیل برای انجام تجارت نداشته باشید ، به خصوص اگر تازه وارد باشید ، زیرا ترسیده اید.بنابراین اگر شما فقط با یک سیستم مواجه شده اید و همان تجارت را بارها و بارها انجام می دهید ، حتی اگر آنها کار نکنند ، آنچه شما انجام می دهید معاملات با احتمال بالا است ، اگر آنها کار نمی کنند کار نمی کنند ، این اتفاق می افتد ، هیچ معامله بزرگی وجود ندارد ، شما یک توقف جدی دارید ، به تجارت بعدی بروید.

 

درمورد اجزای موجود در سیستم او

سطوح چرخش ، فیبوناچی ، مشخصات حجم و رد پای من به نوعی سیستم تجارت من است. از آنجا که من تقریباً می خواهم بدانم خریداران و فروشندگان در کجای بازار هستند و این تقریباً ناشی از کار در طبقه تجاری است. خریداران و فروشندگان کجا هستند؟ فاصله ها کجا قرار دارند؟

اینکه چرا او در یک بازار تمرکز کرده است

من کاملاً از نظر فنی ، کاملاً عاشق بازار شدم ، از همه لحاظ. من تقریباً همه چیز را معامله کرده ام ، از جمله جو دوسر. اما بازار اصلی من خام بوده است. برخی از مردم می توانند یک میلیون بازار را در یک زمان معامله کنند ، من شخصاً نمی توانم بیش از دو بازار را همزمان تجارت کنم.

منبع: https://traderlife.co.uk/interviews/pod-chats/pod-chats-tracy-shuchart-on-crude-oil/

نوشته های مشابه

0 0 رای ها
Article Rating
اشتراک در
اطلاع از
guest
0 Comments
بازخورد (Feedback) های اینلاین
View all comments
دکمه بازگشت به بالا
0
افکار شما را دوست دارم، لطفا نظر دهیدx
()
x