سخن معامله گران

پادکست گفت و گو: جرات دیویس در مورد مدیر یک صندوق تامینی (پرچین) شدن

پادکست گفت و گو: جرات دیویس در مورد مدیر یک صندوق تامینی (پرچین) شدن

جرات دیویس (jarrattdavis.com) معروفیت نام خود را وقتی کسب کرد که  بارکلی هیدج تأیید کرد که وی به عنوان دومین تاجر برتر فارکس در جهان در گروه خود تأیید شده است.علاوه بر مدیریت صندوق پرچین ، جرات از طریق وب سایت خود ، برنامه ای را که بیش از دو ماه طول می کشد ، آموزش معامله گران را ارائه می دهد.جرات در گفتگوی خود با تام و اوون از پادکست Two Blokes Trading ، سفر عالی خود را به سمت اوج ، از  زمانی که یک تازه وارد به مدیر صندوق پرچین بود ارائه می دهد.

“به یاد دارم که فکر کردم ، این مسخره است ، وقتی طلا ندارم چگونه طلا بفروشم؟ این یک فکر مطلقا خیر کننده بود. اما بعد اسیر آن شدم”

درمورد ورود به بازی تجارت

مسیر من احتمالاً همان  مسیر اکثر بازرگانان خرده فروشی است. من در اصل به دنبال راهی برای کسب درآمد از طریق اینترنت بودم. داشتم هر چیزی و همه چیز را امتحان می کردم. من در آن زمان بسیار ساده لوح بودم و بارها و بار در این دوره هایی که به شما می آموزند چگونه از خانه پول در بیاورید کلاهبردار شدم و پاره پاره شدم. بنابراین تصمیم گرفتم که فقط به کوله پشتی ام برگردم ، زیرا این رویای دیگری بود که دیدم.

من ابتدا به آمریکای جنوبی می رفتم و در یک وب سایت مبدل ارز بودم و سعی کردم بسیاری از پزوی مورد نیاز خود را کشف کنم و سعی کردم آن را به پوند تبدیل کنم تا بتوانم بودجه ماهانه را محاسبه کنم. و در گوشه پایین صفحه ، کمی پاپ آپ وجود داشت و در آن چیزی شبیه به “چرا برای گذران زندگی ارز معامله نمی کنید؟” وجود داشت. و من مثل این بود که “چرا برای گذران زندگی ارز معامله نمی کنم؟” ، ایده خوبی به نظر می رسد.

بنابراین من آن را کلیک کردم و معلوم شد یک تبلیغ کارگزار است. من این حساب آزمایشی را بارگیری کردم و به یاد دارم آن روز فقط طلا را خریداری کردم و سپس پوند / دلار را فروختم. به یاد دارم که فکر کردم ، این مسخره است ، وقتی طلا ندارم چگونه طلا بفروشم؟ این یک فکر مطلقا خیره کننده بود. اما بعد اسیر آن شدم. من شروع کردم به گوگل کردن ، و از آنجا شروع شد.

در مورد استفاده از حساب آزمایشی خود

در هفته های اول من واقعاً بسیار سودآور بودم ، زیرا تمام کاری که می کردم خرید یا فروش هر چیزی بود ، منطقی برای آن وجود نداشت. من فقط آن را نگه می داشتم تا زمانی که سودآور باشد. بنابراین قیمت بالا و پایین رفت و مانند هر بار در دو هفته اول ، تجارت سرانجام به رنگ سبز در آمد و من آن را برطرف کردم. و من به چیزی فکر می کردم مثل ”  اوفففف این آسان است” به معنای واقعی کلمه فقط معامله را نگه دارید تا به سود برسد و سپس آن را ببندید ، همین بود. من در واقع 200 دلار (با استفاده از کارت اعتباری) را در یک حساب تأمین کردم و آن را دو برابر کردم. من 200 دلار بیرون آوردم ، بسیار محافظه کار ، و 200 دلار مانده بود.

روزی را به یاد می آورم که فهمیدم آسان نیست. NFP بود (من آن زمان آن را نمی دانستم) و من فقط چیزی را خریدم یا فروختم. و ناگهان قیمت بسیار متلاطم بود اما تعادل من پایین آمد ، پایین ، پایین آمد و رفت …. “اوه!” ، من فکر کردم ، “شاید من نیاز به یادگیری آنچه که انجام می دهم دارم”

درمورد تغییر از تکنیکی به پایه ای

یکی از دوستانم شروع به معاشرت با یک تاجر کرد و ما با هم گپ زدیم. من مثل این بودم که آن را جدی نگیرم ، اما در عین حال مثل اینکه واقعاً باید می دانستم این پسر اینجا چه کار می کند. از آنجا که او یک تاجر مناسب بود ، او دانشگاه را ترک کرد ، در یک شرکت تولید کننده کالا تجارت کرد ، پول زیادی بدست آورد و از طریق حساب شخصی خود زندگی می کرد ، او ملکی را خریداری می کرد ، خانه خود را داشت ، ماشین خوبی داشت. بنابراین من به این فکر بودم که او چگونه تجارت می کند.

هر چند زنگ هایی در سرم به صدا در می آمد. اول از همه ، او وقتی من شروع به صحبت کردن در مورد شاخص های فنی کردم ، سرنخی از آنچه من در مورد آن صحبت می کردم ، پیدا نکرده بود. من در مورد گروههای فیبوناچی یا بولینگر صحبت می کردم و این حالت خالی در چهره او وجود داشت. و نکته دیگر ، من از او می پرسم چه کاری انجام می دهد و او فقط می گفت ، “آه ، من فقط مبانی اساسی را تجارت می کنم”. و این فقط برای من معنی نداشت. معنی آن چیست؟ استراتژی شما چیست؟ او واقعاً هرگز پاسخی نداشت.

اما ما دوست شدیم و هرچه بیشتر با او در ارتباط بودم بیشتر می آموختم. به محض شروع به پایین آمدن در آن مسیر، در مقایسه با پیشرفتی که از یک سیستم به سیستم دیگر می دهید ، مانند این است که شما دانش بیشتری کسب می کنید اما پیشرفت نمی کنید ، بدون هیچ پیشرفتی. هنگامی که من مبانی تجاری را شروع کردم ، هر بار که دانش خود را افزایش می دادم تفاوتش این بود که درک من پیشرفت می کرد.

در مورد کسب اولین سود خود از تجارت …

GF Signals دارای این سیستم عامل بود (حتی ممکن است هنوز هم وجود داشته باشد) و این لیست از افرادی که به دنبال معامله گران خوب بودند. و شما به معنای واقعی کلمه علائم تجاری خود را وارد می کنید ، به آنها می گویید چه جفتی را خریداری می کنید ، قیمت را کلیک می کنید و سپس روی دکمه ارسال کلیک می کنید و آن را برای افراد ارسال می کنید. و آنها هر هفته با یک جدول رده بندی معاملات شما را دنبال می کنند.

بنابراین شما می توانید یک ماه این کار را انجام دهید ، علائم خود را ارسال کنید و هنگامی که آنها قضاوت کردند که شما یک تاجر خوب هستید ، آنها به شما یک هفته آزمایش آزمایشی رایگان را در لیست خود انجام می دهند ، جایی که شما باید 100-200 نفر در مسیر خود ثبت نام کنید . سپس یک هفته وقت دارید که آنها را تحت تأثیر قرار دهید ، بعد از آن مجبور می شوید که مثل 100 پوند پرداخت کنند. بنابراین در واقع اینگونه بود که من برای اولین بار درآمدزایی را از تجارت شروع کردم.

در مورد ثبات کلید بهبود …

من همیشه این دیدگاه را داشتم که درآمد شما شما را ثابت نگه می دارد و به محض اینکه نیازی به درآمدزایی ندارید می توانید بر روی پیشرفت تمرکز کرده و مهارت های خود را بهبود بخشید. توصیه من این است که شما در حساب تجارت خود به پول نیاز دارید. دو هزار دلار ، شما خیلی نیاز ندارید. اکنون ، همانطور که شروع می کنید ، شروع به ساختن سابقه روی آن می کنید و اگر می توانید به آن پول اضافه کنید ، این بهتر هم هست زیرا حجم حساب شما را به صورت تصاعدی افزایش می دهد.

پس از به دست آوردن این سابقه ، خود را در مورد مواردی مانند کپی تجاری ، آزمایشات آزمایشی رایگان برای افراد قرار می دهید – کلمه را به گوش دیگران برسانید. شما 20 نفر را بیاموزید ، این چندان دشوار نیست و اگر درآمد کسب کنید ، رشد می کند. و سپس پول برای شروع ساخت حساب تجاری خود دریافت کرده اید. و آنجاست که قانون گلوله برفی شروع می شود.

در مورد منظیم شدن ..

من برنامه حساب کوچک مدیریت شده خود را شروع کردم ، سپس بحران مالی جهانی اتفاق افتاد و مقررات هر ساله سخت تر و سخت تر می شوند. و یک نکته وجود داشت که کارگزار یک روز با من تماس گرفت ، “جرات ، اساساً شما باید تحت کنترل FCA باشید زیرا در انگلیس مستقر هستید ، شما یک شهروند انگلیس هستید” (من در واقع در جزایر قناری زندگی می کردم در زمان). اگر می خواهید کارگزار سهم خود را به شما پرداخت کند ، باید تنظیم شود. حالم خوب بود ، شما پیشنهاد می کنید چه کار کنم؟ به دلیل هزینه های تنظیم ، احتمالاً حداقل یک چهارم میلیون نفر مجبور به تنظیم سیستم مدیریت کامل دارایی در حساب بانکی شده اید.

در آن زمان من فقط آن کار را داشتم و نمی توانستم آن را کنار بگذارم ، چون (در این صورت) دیگر چه کاری می توانستم انجام دهم؟ وی گفت: “چند شرکت وجود دارد که ما با آنها کار می کنیم ، سایر مدیران دارایی که به دنبال تاجران هستند. بنابراین آنچه که من می توانم انجام دهم این است که به آن ها توضیح دهم شما کی هستید ، چه کاری انجام می دهید . شما عملکرد خود و غیره  را به آن ها معرفی می کنید و شاید به نوعی با آن هاکار کنید. و آنها شما را به عنوان یکی از تاجران خود زیر چترشان تنظیم خواهند کرد. ”

من مشتری های خودم را داشتم ، بنابراین معامله به این ترتیب بود ، من می توانم مشتری هایم را بیاورم و سپس شما در زمینه پوشش FCA به من کمک کنید و من برای آن هزینه ای پرداخت می کنم. این بسیار گران است ، اما هنوز هم بسیار ارزان تر از انجام آن خودتان است. من واقعاً شاغل نبودم ، هنوز مجبور شدم تجارت خودم را بسازم اما در داخل مشاغل آنها. اما تفاوت در این بود که من می توانم به سراغ مشتریان خود بروم و بگویم برنامه حساب مدیریت شده من اکنون تحت کنترل FCA است.

درمورد راه اندازی صندوق پرچین …

وقتی در شهر بودم ، جلساتی با تخصیص دهنده ها و مدیران پول داشتم و آنجا نشسته بودم و سعی می کردم  چیزی به مردم بفروشم و به نوعی به اوج رسیده بودم. آنها چیزی هایی مانند این می گفتند که این برای افراد واقعا خوب است ، اما اگر می خواهید به لیگ سگ های بزرگ بروید (کنایه از : اگر می خواهید موفق تر و قوی تر باشید) ، یا حتی اگر فرصتی دارید ، باید صندوق داشته باشید.

و  برای من همین طور بود ، به همین دلیل تصمیم گرفتم صندوقی راه اندازی کنم. بنابراین من آن را راه اندازی کردم ، همه چیز را تنظیم کردم. سنم بالا رفت، اما چیزهای زیادی آموختم. این صندوق در جزایر کیمن مستقر است ، 70-80٪ سرمایه های دریایی در جزایر کیمن مستقر هستند ، بنابراین اعتبار آن و بار نظارتی آن بسیار کمتر است. گذراندن آن فرآیند بسیار ساده تر و ساده تر است … در هیچ کجای FCA نیست. با این حال ، هنگامی که مشتری می گیرم ، اگر قرار باشد در انگلستان مستقر شوم ، باید FCA تحت نظارت من باشد.

منبع: https://traderlife.co.uk/interviews/pod-chats/trader-interview-jarratt-davis-hedge-fund-manager/

نوشته های مشابه

0 0 رای ها
Article Rating
اشتراک در
اطلاع از
guest
0 Comments
بازخورد (Feedback) های اینلاین
View all comments
دکمه بازگشت به بالا
0
افکار شما را دوست دارم، لطفا نظر دهیدx
()
x